تبليغاتX
--------« نرد »---------

در اين بازار مکاره و اين اوضاع شلوغ که البته هزار مرتبه شکر، شلوغی اش به خیر و برکت است نه به شر و محنت، تنها چیزی که خیلی صفا داشت این بود که روزگار، مرکب ما را به سمت خراسان بچرخاند. دلتنگ جناب رضا بوديم، خدا قسمت کرد. امیدوارم دوستانی که به یادم هستند، خدا يادشان را هنگام زيارت در دلم بی اندازد.

روزگارمان همچنان خوب است، به قول مادربزرگها، چارستون بدنمان سالم است شکر. درد و رنج گذشته هم اضافه تر نشده است و استثنائا مشمول نرخ تورم نیست که این را هم شکر. فی الجمله ، غرغر در کار نیست. به این شریکم هم می گویم بنویس، نمینویسد! دیگر همه چیز را که نمیشود با حکم ولایی حل کرد!(:

نوشته شده توسط | نرد | در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 23:45|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دلم برای نرد تنگ شده است. خیلی وقت بود مثل این پیرمردهای گوشه خانه سالمندان چشم انتظار حرفی نو نشسته است. هر از گاهی هم اگر سرزده ام تنها چاهی بوده است برای ناله و نفرین و شکایت و ترک دوستی. امیدوارم روزهای جديدی برای نرد در حال شکل گیری باشد.  قبل از این حرفها هم مشتی غرغر سیاسی نوشته بودم که تصميم گرفتم برش دارم. باید تازه نگاه کرد. آه و ناله از همه بر می آید.

اميدوام اين شريک وبلاگ نويس ما هم سر غيرت آيد و دوباره بنويسد. وبلاگ نويسی از نگاه من مانند به راه انداختن قایق است که ما فقط پارو زن آن خواهيم بود. اينکه چه کس سوار می شود و چه کس نمی شود با ما نیست. و شاید همه زندگی همین باشد. منتظر خواهم ماند تا ببینم در عمر جديد نرد، چه همسوارانی خواهم يافت.

نوشته شده توسط | نرد | در چهارشنبه سوم بهمن 1386 و ساعت 19:55|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------