اول:
«خويش متشکری B» نام يک بيماری است بر وزن «هپاتيت B» که مبتلايان به آن به شدت بر خودشان منت دارند و از زحمات بی شائبه شان متشکرند. این بیماری در مرحله A، در درون مرزهای سیاسی و در مرحله B، به صورت برون مرزی متجلی می شود.
دوم:
اين کاملاً به بند اول بی ارتباط است و هر گونه اشتراک ماهوی میان دو مبحث به شدت از طرف سخنگو و وزیر و مشاور و همکاره اینجانب به زودی تکذیب خواهد شد. لکن در جریان باشد اخیرا توسط نهاد ریاست جمهوری کتابی منتشر شده است به نام «تجلی هویت ایرانی در نیویورک» که اصلا ناشی از تفکر «معجزه هزاره سوم» نیست. فرازهایی از این کتاب:
o از حیث آثار، شاید بتوان گفت این فتح الفتوح به مراتب فراتر از ابعاد نبرد فیزیکی ایرانیان در فتح فاو بود
o جوانان آمریکایی پس از این، هرگز به دوره بادیه نشینی جاهلیت و مدرن خویش بازنخواهند گشت و شاید بتوان گفت آمریکا از این پس، بیش از اینکه منتظر انقلابهای رنگین و مخملین در دیگر کشورهای جهان باشد باید یکی از رنگین ترین آنها و شاید خونین ترین اش را در نیویورک و واشنگتن به انتظار بنشیند
اینکه عصر جاهلیت در امریکا جاری است را نفهمیدم، اما اینکه آیا اگر قرار باشد پیامبری ظهور کند در میان جاهلان (امریکا) ظهور خواهد کرد را اصلا نفهمیدم! اما جاهلیت مدرن، پوکی در لباس پاکی از یک سو و زباله در نهان صعنعت را از سوی دیگر، خوب می فهمم.
----------------------------------------
پ.ن 1: ما برای اداره جهان برنامه داریم
پ.ن 2: ما برای اداره ایران برنامه نداریم
پ.ن 3: نتیجه منطقی آن است که کره زمین به دو قسمت تقسیم می شود: ایران و جهان
پ.ن 4: من از خط مونوریل ایران و امریکا به شدت حمایت میکنم!
پ.ن 5: هم گسترش مناسبات، هم حالی به دوستان اهل بهبان!
پ.ن 7: تا به امروز فکر کردید اگر در انتخابات فقط قشر دانشگاهی شرکت می کردند چه کسی رئیس جمهور میشد؟
پ.ن 8: و البته فکر کردید اگر اکثریت جامعه قشر غیردانشگاهی باشند نتیجه چه می شود؟
پ.ن 9: و نتیجه گرفته اید که جامعه ما متاثر از نخبگان است یا نخبگان را به بند می کشد؟
پ.ن10: هردویمان گرفتاریم... من به اون میگم به روز کن، اون به من!
پ.ن11: طبیعتا آخرش هم حرف حرف کیه؟... مــــــــــن!