تبليغاتX
--------« نرد »---------

پ.ن ۱ : باز اومدم .

پ.ن ۲ : خیلی خوشحالم که یه ماه دیگه درسم تموم میشه !

پ.ن ۳ : اگه قرار بود دوباره کنکور بدم ریاضی نمی خوندم !

پ.ن ۴ : پشیمون نیستم !

پ.ن ۵ : ریاضیو خیلی دوست دارم ، به آدم یاد میده چجوری فکر کنه که مسائل حل شن !تو طرز  فکر کردنم خیلی تاثیر داشته !

پ.ن ۶ : خیلی جاها زندگیه واقعی مثل یه مدل ریاضیه و حل میشه ! خیلی وقتام مثل" مسائل باز" تو ریاضیاته  و حل نمیشه !! و باید مثل دانشمندا به هم بگیم سراغ این مساله نرو !! به جواب نمی رسی و آخرش تباهیه!! خیلی جاهام باید دستگاه مختصاتمونو عوض کنیم تا حل شن !!

پ.ن ۷ : می دونستین بنای محکم ریاضیات بر پایه چند تا مفهموم خیلی سادس که کسی نمیتونه اونارو تعریف یا اثبات کنه ؟! مثه نقطه ! مثه اینکه آیا خطی که از یه نقطه خارج یه خط و موازی اون رسم میشه تو بی نهایت بهش میرسه یا نه !!! ( این از اون چیزاییه که میگن اگه بری سراغش سر و کارت میفته به ترکستان ) .. خیلی بدیهی به نظر میرسن نه؟!

پ.ن ۸ : پس چی میگن که خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج ؟!؟!!

پ.ن ۹ : خلاصه ....

پ.ن۱۰: حالا به نظر شما من بعدش باید چیکاره شم ؟! اصلا چند تا گزینه دارم که بخوام انتخاب کنم؟چجوری نه سیخ بسوزه نه کباب؟!

پ.ن۱۱: از مائده به دوقلوها : به اونیکه به باباش رفته اصلا توجه نکنید ! مبارکه صاحابش باشه به ماچه؟!!!

پ.ن۱۲: چند نفر اینجا رفت و آمد دارن؟! هر کی میاد یه حاضر بگه ببینیم جلسه به رسمیت میرسه یانه ؟!! همگان یاری کنید یه سرشماری شه ...

پ.ن۱۳: از مائده به این پایینی :  خوردی ؟!!؟ هستشو تف کن ...

پ.ن۱۴: در مورد" خوردی"  بالا ! منظور گیلاسه !

پ.ن۱۵: بازم به پایینی ! ما تا ته خط هستیم !حالا چه دو تا خط بهم برسن چه نرسن !

پ.ن۱۶: اینم یه جورشه دیگه ...  اساتید عفو کنن ...

 

نوشته شده توسط مائده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 15:52|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مدتی پیش این دوست خوبم برایم کامنتی گذاشته بود که بعد از آن بارها و بارها زمزمه اش کردم. «تاس اگر خوب نشیند، همه کس نراد است». هرچند در نرادی «همه کس» تردید دارم؛ اما به این معتقدم که هر انسانی به میزانی موفق است که مولفه های «جبری» پیرامون خود را در مدار «اختیار» خود جای دهد، برای آن کارکرد تعریف کند و از آن بهره ببرد.

امروز و امشب با خودم می گفتم، حال که سنگ و صخره است. وقتی می توان که بر آن پای گذاشت و بالا رفت، دیگر چه حاجت است که سرم را به آن بکوبم!؟

 

--------------------------------------

پ.ن 1: برای خودم می گویم که یادم باشد: «نرد خلوت بی تکلف من است»!

پ.ن 2: در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس - - - بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است

پ.ن 3: اولین یادداشت من در «وبلاگ گروهی کابوک»! با طعم انتخابات!

پ.ن 4: هاشمی رزمی کاری است که وقتی پشتش به زمین میخورد، داور شمارش معکوس را شروع میکند اما تا می آید که یک را بگوید و او را ضربه اعلان کند، به تکانی بلند می شود!

پ.ن 5: زین بیابان گذری نیســـت، ســوارا تو بمان

پ.ن 6: دل ما خوش به فریبی است، غبارا تو بمان

 

نوشته شده توسط | نرد | در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 18:56|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اگر از زنان و دخترانید که هیچ، اگر نیستید هم فرض کنید که هستید. آن هم ساکن در شهری که همه کورند و هیچ بینایی نیست جز شما، و هیچ دو چشمی توان نظر و نظربازی ندارد الان آن دو چشمی که تو داری. حال بازهم آرایش می کردی!؟

 

---------------------------------

پ.ن 1 : از باور کردن پاسخ دروغ معذوریم؛ حتی شما دوست عزیز!

پ.ن 2 : مائده میگه آرایش میکردیم تا چشمت درآد!! یکی بهش حالی کنه تو فرض مساله من کورم...

پ.ن 3 : آخ که چقدر حرف سیاسی دارم که محکوم به «هیس» است!

پ.ن 4 : هزاردستان

پ.ن 5 : کل کاندیداهای انتخابات خبرگان در تهران 30 نفر بود که 16 نفر از آنها به مجلس راه می یابند!

پ.ن 6 : از پی نوشت بالا بر می آید که ما در مرحله دوم انتخابات شرکت کردیم!؟

پ.ن  7: آیا آنچه برگزار می شود انتخابات است؟!

پ.ن  8: آیا میشود خدا نظری کند و  ای کاش جناب ... رای نیاورند!؟

پ.ن 9 : آیا این حرف جیز بود!؟  و مهمتر اینکه آیا من «اوف» خواهم شد!؟

پ.ن 10: آیا اگر من اوف شوم فردا همه وبلاگها عکسم را لوگو می کنند و برای آزادی ام اعتصاب می شود؟!

پ.ن 11: آیا اصولا بازدداشت شدن یک مانور است!؟

 

نوشته شده توسط | نرد | در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 16:26|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

وقتی باخبر میشی پول پيش خونه ات از 8 میليون شده 12 میلیون و باید اضافه کنی، یه احساس قشنگ مردونه ای بهت دست میده که وصف ناشدنی است. بعد با خودت فکر میکنی که باید بیشتر کار کرد! کار!؟ آخ تازه یادم میفته که سه تا جلسهء تداخل دار رو چطور به عافیت رد کنم که هیچکدوم از سه تا کارم رو از دست ندم!! نا خودآگاه به این نتیجه می رسم که بهترین راه پیچاندن دانشگاه است. دانشگاه!؟ باز یادم میفته که امروز موضوع پایان نامه ام هم توسط گروه برای توضیح بیشتر برگشت خورد، پس این هفته باید هم یه عریضه برای گروه بنویسم هم کنفرانس روز چهارشنبه رو آماده کنم هم... وجدانی! تو جای من باشی چیکار میکنی!؟ این شکلی میشی ... نه!؟

 --------------------------------------

پ.ن 1: ماشالله بگید! به پدرش رفته...

پ.ن 2: دعای قشر آسیب پذیر = پروردگارا! دولتمردانی که به من مهرورزی کردن، به خودشان بکن!

پ.ن 3: پ.ن  

پ.ن 4: حال کردی!؟ فکر کردی خبر ندارم میخواستی امشب آپ کنی از من شکایت کنی. خوردی؟

پ.ن 5: ادامه «پ.ن» ها در روزهای آتی تقدیم خواهد شد. تا مشت محکمی باشد بر این نویسنده پایینی!

پ.ن 6: شرکت در انتخابات تکلیف نیست <------ بخوانید!

 

نوشته شده توسط | نرد | در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 22:58|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

از وقتی کوچیک بودم طبق اونچیزی که چشام میگفت و فهمیده بودم تصورم این بودکه دنیایی که ما توش زندگی میکنیم سه بعد داره !از همون موقع همیشه برام سوال بود که اگه دنیای ما سه بعدیه و فضای ملموسی با بعد بیشتر از این وجود نداره چرا ما باید اینهمه وقت صرف فضاهایی با بعد بالاتر کنیم که اصلا وجود ندارن !!!!

حالا بعد عمری فهمیدم که دنیای ما چهار بعدیه نه سه بعدی !

یعنی 25 سال بدون یه بعد زندگی کردم !! 

---------------------------------------------

پ.ن 1 : چند نفر اینو می دونستین ؟!

پ.ن 2 : نکته ی اخلاقی : به چشاتون اعتماد نکنین همه ی حقیقتو بهتون نمیگن !

پ.ن 3 : حالا اگه از اول می دونستم چهار بعدیه چه اتفاق جدیدی قرار بود بیفته ؟چی عوض میشد این وسط؟

پ.ن 4 : سوال جدیدی که الان تو مغزمه ِ اینه که زمین ما توی فضای ستاره ها و کهکشانا قرار داره . میدونید که همیشه بعد یه زیر فضا از بعد فضایی که توش قرار داره کمتره یا مساوی ! حالا چجوریه که بعد زمین 4 است و  فضای خارج از اتمسفر زمین   _ که زمین ما یه کوچولو از اونه _ بعد چهارم رو نداره ؟!!!!!! نمیدونم ! شایدم زمین زیرفضاش نیست!!!

پ.ن 5 : اگه بعدها بفهمیم که بازم بعدهای بیشتری هم بوده و ما نمی دونستیم اون وقت تکلیف چیه ؟! هیچی قاطی نمیشه؟!!

پ.ن 6 : چه توهمی !!

پ.ن 7 : به این میگن یه نویسنده ی پروفشنال ! چون یه خط مطلب مینویسه یه صفحه "پ.ن" از این به بعد اول پ.ن هاشو مینویسم /

  

نوشته شده توسط مائده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385 و ساعت 11:32|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اگر پنج سال پیش بود و حسام امروز را به حسام آن روز معرفی می کردند؛ بی تردید در نظرم انسان ناچیزی می آمد که عمر خود را به لاطائلات می گذراند. نمیدانم این سیر قهقرایی طبیعت هبوط آدمی است یا نه؛ اما ساعتها با خودم اندیشیده ام که چرا اینگونه شد. چه آفتی به جان آرمان آن روزهایم افتاد که امروزی شدم؟ تا حال جوابی جز این دو مورد نیافتم:

-------------------------------------------------

پ.ن -1: کامنتهای دوقلوهای فرنگی، بد جور دلم را برده است به آرمانهایی که سالها پیش، در آلاچیق دانشکده حقوق در آخرین تپه از بلندیهای بهشتی می گفتم. یادش بخیر چقدر آن آرمانها در روزهای پس از آن بر سرم خورد!

پ.ن -2: بندهء خدا جناب ملاصدرا یک چیزی میدانست که گفته بود تعامل با خلق، آخرین سفر از اسفار اربعه است! باز ورود ممنوع رفتیم انگار! از ته به سر…

پ.ن -3: یکی مرا بیدار کند لطفا! خواب بد میبینم…

پ.ن -4: متن کامل را در «متن کامل» بخوانید…!  

پ.ن -5: خبر داری من متن را به عشق «پ.ن» هایش مینویسم!؟ چون همیشه حاشیه ام علیه متن است!!


متن کامل
نوشته شده توسط | نرد | در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 23:40|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اگر یک لحظه درنگ کنید و کره زمین را در مقابل ذهنتان بگردانید می یابید که قاره امریکا، چند سالیست که جنگی را تجربه نمی کند، آفریقا نیز که دیرتر از قاره های دیگر روی آرامش را دید، جز چند جنگ طایفه ای درونی در پناه صلح آرمیده است. اروپا هم رفته رفته به یک نظام فدراتیو نزدیک می شود و نهایت اتحاد بین المللی را در آن می توان یافت.

اما آسیا....

------------------------------

پ.ن – 1: مطلب بالا، چرا!؟

پ.ن – 2: مائده فضای نرد را سوزناک کرده بود، ترجیح دادم کمی «مطالعات بین الملل» تقدیم کنم، جهت تعدیل سیاسی- روانی!

پ.ن – 3: امروز کارخانه چادر مشکی در قم افتتاح شد! دیگر مشکل حجاب از بنیان حل شد. صدا و سیما هم نیاز نیست برای اینکه خانواده ای را فقیر نشان دهد (سریال زیرزمین در رمضان) چادر سر زنانشان کند! انشاالله کارخانه لوازم آرایش هم افتتاح شود که دختران ما مجبور نباشند لوازم فله ای فاسد شده که ماهها در گمرک آفتاب خورده و قاچاق شده را به صورتشان بمالند.


متن کامل
نوشته شده توسط | نرد | در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 21:33|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نمی دونم باز کی آتیش بازی کرده که بوی جگر سوخته میاد ؟!

نمی دونم باز دل کیه که داره میسوزه ؟!

نمی دونم باز چرا قفسه ی سینم می سوزه ؟!

 

 پ.ن : یا صاحب صبر

 پ.ن : پپشاپیش ازتون بخاطر بوی جگر سوخته ای که تو وبلاگ پیچیده معذرت میخوام.

نوشته شده توسط مائده در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 1:28|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

«... در هر روستایی، فاحشه ای لازم است تا زنان نجیب در امان بمانند. وجود چنین زنی درست مثل چشمه ای می ماند که در سر راه باشد. اگر آن چشمه برای رفع عطش رهگذران نباشد، ناچار آنها در خانه ما را خواهد زد.»*


* نقل آزاد از رمان مسیح باز مصلوب – نوشته «نیکوس کازانتزاکیس».

 

----------------------------------------------

پ.ن-1: مردان دو دسته اند، اول آنانکه در عیان هوسرانند، دوم آنان که در نهان!

پ.ن-2: «نیکوس کازانتزاکیس» راست گفت؟

پ.ن-3: وبلاگ گروهی «کابوک»  خواندی است، خواندنی ترهم می شود!

پ.ن-4: FavaNews اینبار از «... نرد ...» نوشت!

 

نوشته شده توسط | نرد | در دوشنبه ششم آذر 1385 و ساعت 22:15|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از این به بعد منم بازیم ...

فقط حیف که قلمبه نویسی بلد نیستم ...!

 

پ.ن - 1: دیدیم مشتریه وبلاگ زیاد شده گفتیم ماهم تبلیغات و زیر نویس پخش کنیم .

پ.ن - 2: شاید محبوب شدیم . بعد ماهم میگیم نمیخوایم دوستمون داشته باشن !

پ.ن - 3: بیخود ایراد نگیرین و غر نزنین !! پارتیمون کلفت تر از این حرفاس .  

 

نوشته شده توسط مائده در شنبه چهارم آذر 1385 و ساعت 16:57|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مثل یک آدم آهنی خوب و مودب و حرف گوش کن که در انجام وظایفش هیچ Error نمی دهد. همه چیز خوب است. خوبی نیمه دوم سال این است که اگر چه صبح که می روی تاریک است، اما در عوض وقتی بر میگردی بازهم تاریک است.

تابستان کلافه ام می کند، گرما و عرق و آفتاب و ...! اما سرمای زمستان گرمم می کند. وقتی یقه کاپشن را بالا می دهم و در خود فرو می روم احساس آرامش می کنم. تازه هوای پیاده روی به سرم میزند. تا اطلاع ثانوی تنها تفریحی که میتوانم برنامه ریزی کنم آن است که از دفتر، دانشگاه، شرکت و... هرجایی که آخر کار بیرون می آیم ترک تاکسی کنم. کمی پیاده روی... دوز خفیفی تنفس!

پدرم هم پیاده روی می کند، تفریح من با آن مرد پنجاه و پنج ساله یکیست! صبح من زودتر میروم، شب من دیرتر می آیم. وقتم برای پیاده روی کمتر است، و برای استراحت هم.

پس من پنجاه و پنج ساله ترم!

 

·          پ.ن - 1: لعنت بر آن مخترع هدفن ، که گوش ترا به حرفهای من کر می کند!

·          پ.ن -2: آنوقتی که الیورتوئیست تنها کسی بود که جرات کرد بگوید من گشنه ام، کسی دم گوش چارلزدیکنز  گفت : باز هم الیور غر میزند؟!  از آن به بعد بر جریده عالم ثبت شد، نخواه تا همه دوستت بدارند.

·          پ.ن - 3: پ.ن

·          پ.ن – 4: جواب نوشته ام را در ادامه مطلب بخوانید!

 


متن کامل
نوشته شده توسط | نرد | در چهارشنبه یکم آذر 1385 و ساعت 0:31|لینک |

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------