گاهی دنیا چقدر تنگ می شود. مثال "پرنده در قفس" آنقدر تشبیهی تکراری و ترکیبی کهنه است که دوباره گویی آن هیچ حظی ندارد. اما گاهی واقعا همین است. دنیا قفسی است که میله هایی از جنس آداب، رسوم، امیال دیگران، قواعد، محدودیتهای جسم، خواهشهای درونی، مضیقه های مادی و ... دور تا دورت را گرفته؛ و هرکدام از اینها گاهی میان تو و آنچه دوست داری مانع می شوند و فرمان عقب گرد می دهند.
آرزوهایی که برای رسیدن به آنها باید تلاش و جهد کنی، همیشه بهترین انگیزه برای رشد را به تو میدهند. اما خدانکند آرزوی رسیدن به چیزی را داشته باشی که بدانی هرچه تقلا کنی نخواهی رسید. همچون زندانیی که امید فرار ندارد.کز میکنی، ساکت می شوی، در خودت فرو می روی، گم می شودی. احساس میکنی که تمام شدی، سهم تو از زندگی همینی بود که رفت. امان از آن لحظه ای که اسیری با بند خود، خو کند!

عکاسي براي هر کسي ميتواند تفريح و يا حرفه اي جذاب باشد. براي من هم ثبت تصاوير اطرافم به عنوان يک تفريح آماتوري، دلچسب بود. حال فراخور زمان و مکان با دوربين ديجيتال و يا موبايل سعي در عکسبرداري از اتفاقاتي مي کردم که برايم جالب بود. سوغات اين چند روزي که در سفر و به دور از اينترنت بودم، ايجاد «